على زمانى قمشه اى

308

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

كه گينزل نيز در همين مورد از جداول مذكور استفاده كرده و اظهارات مشابهى نموده است . اگرچه تقىزاده در اين‌باره به گينزل اشاره نمىكند ، امّا به همان نتيجهء نادرستى كه گينزل نيم قرن پيش از وى رسيده بوده است مىرسد . حقيقت اين است كه اوّلا بر خلاف ادعاى ايشان مراجعه به تقويم‌هاى دايمى گاه‌شمارى هجرى قمرى نشان مىدهد كه نهم رمضان سال 471 هجرى قمرى روز جمعه بوده است ، ازسوىديگر مردم نقاط مختلف قلمرو وسيع ملكشاه ممكن است روز جمعه نهم ماه رمضان سال 471 هجرى قمرى را هشتمين ، نهمين يا دهمين روز ماه رمضان تلقى كرده باشند . همان گونه كه در دورهء معاصر نيز آغاز و پايان ماه رمضان را حاكم شرع يا مفتى براساس شهادت حد اقل دو نفر شاهد عادل كه شخصا ماه نو را رؤيت كرده باشند رسما اعلام مىكند ، در دوران پادشاهى ملكشاه نيز نخستين روز ماه شوال به‌وسيلهء مفتى رسما اعلام مىشده است . در يك مورد ، هنگامى كه ملكشاه با عده‌اى از همراهانش در خارج شهر هلال ماه نو را رؤيت كرده بودند و در مراجعت به شهر پايان ماه رمضان را اعلام كردند مفتى شهر شخصى به نام ابو المعلى به استناد آنكه گواهان عادل نيستند فرداى آن روز را به‌عنوان نخستين روز ماه شوال و عيد فطر نپذيرفت و در نتيجه عامهء مردم فرداى آن روز را به‌عنوان روز سىام ماه رمضان روزه گرفتند درحالىكه كسانى كه ماه را شخصا رؤيت كرده بودند همان روز را عيد گرفتند . ابو الحسن على بن زيد بيهقى در تاريخ بيهق ( ص 271 ) از جدالى كه ميان مردم قصبه ( - سبزوار ) و خسروجرد ( - دهى در يك فرسنگى سبزوار ) در سال 288 هجرى قمرى بر سر اختلاف يك روز در برگزارى مراسم عيد فطر اتفاق افتاده است سخن مىگويد . تعيين سال مبدأ جلالى نيز از مسائل مبهمى است كه از ديرباز بحث‌هاى فراوانى برانگيخته و اختلاف‌نظرهايى بوجود آورده است . بعضى از تاريخ‌هايى